ترجمه "Report" به فارسی
گزارش, گزارش, راپرت بهترین ترجمه های "Report" به فارسی هستند.
Report
-
گزارش
nounThe weather report said that there will be thunderstorms tomorrow evening.
گزارش هواشناسی گفت که فردا عصر طوفانی خواهد بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Report " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
report
verb
noun
دستور زبان
(transitive, intransitive) To relate details of (an event or incident); to recount, describe (something). [from 15th c.] [..]
-
گزارش
nouninformation describing events [..]
The weather report said that there will be thunderstorms tomorrow evening.
گزارش هواشناسی گفت که فردا عصر طوفانی خواهد بود.
-
راپرت
information describing events
-
شرح دادن
verb
-
ترجمه های کمتر
- شایعه
- شهرت
- صدا
- آوازه
- شرح
- نام
- آگهداد
- هو
- آگاهاندن
- آگاهش
- آگاهیدن
- خبردادن
- (برای انجام وظیفه) خود رامعرفی کردن
- (در رادیو و غیره) خبر خوانی کردن
- آگاهی دادن
- آگهداد کردن یا دادن
- اطلاع دادن
- اعلام کردن
- بازگو کردن 0
- بیان کردن
- تحت نظر کسی کار کردن 2
- حاضر شدن یا بودن
- شایع شدن یا کردن
- شکایت کردن از 1
- صدا (به ویژه صدای شلیک)
- هو پیچیدن
- پاسخگو بودن
- چغلی کردن
- گزارش دادن
- گزارش شدن یا کردن یا دادن
عباراتی شبیه به "Report" با ترجمه به فارسی
-
)هب( نداد شرازگ
-
گزارش موارد خاص
-
گزارش حسابرسان
-
گزارشگری مالی
-
داديور شرازگ
-
گزارش فعالیت روزانه
-
هنایلاس یاهدمآرد شرازگ
-
گزارش بخش، گزارش قسمت، گزارش دایره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن