ترجمه "Reproduction" به فارسی
بازتولید, تولید مثل, نسخه بهترین ترجمه های "Reproduction" به فارسی هستند.
Reproduction
-
بازتولید
to drive the right movement behavior to get reproduction in the end.
برای به حرکت درآوردن رفتار حرکتی درست، در نهایت برای بدست آوردن بازتولید مهم هستند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Reproduction " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
reproduction
noun
دستور زبان
The act of making copies [..]
-
تولید مثل
the production of new individuals that contain some portion of genetic material inherited from one or more parent organisms
You see their reproductive organs when you walk through the forest.
هنگامی که در جنگل راه میروید اندام تولید مثل آنها را میبینید.
-
نسخه
noun -
نوزایی
multiplied as in the time of mechanical reproduction,
همزمان با نوزایی مکانیکی، بارها و بارها تکثیر میشود،
-
ترجمه های کمتر
- المثنی
- بازآورش
- بازساخت
- بازفرآوری
- بازفرورد
- روگرفت
- روگیری
- فراوری
- موجد
- بدل
- (جانور یا گیاه) تولید مثل
- (دستگاه های صوتی) پخش
- ایجاد مجدد
- بازفراهم آوری
- تولید مجدد
- فيزيولوژي توليد مثلي
- نسخه برداری
- نسخه عین
عباراتی شبیه به "Reproduction" با ترجمه به فارسی
-
(چاپ) نسخه ای که از روی آن کلیشه می سازند · نسخه ی مادر
-
رفتار تولید مثلی
-
توليد مثل رويشي · توليد مثل غير جنسي · تولید مثل غیر جنسی · تولید مثل غیرجنسی · تکثیر رویشی · تکثیر غیرجنسی
-
هزینه تولید مجدد
-
اندامهاي توليد مثلي جانوري · اندامهاي جنسي جانوري · اندامهای تناسلی · دستگاه تناسلي · مجراي تناسلي · گونادها
-
بازده توليد مثلي · بهرهدهی تولید مثلی · بهرهدهی جفتگيري · بهرهدهی زادگيري · توانايي توليد مثلي · ظرفيت توليد مثلي · كارايي توليد مثلي · نرخ آبستني · نرخ برهزايي · نرخ بزغالهزايي · نرخ خوكزايي · نرخ گوسالهزايي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن