ترجمه "reproductive" به فارسی
تناسلی, آواپخشی, بازآور بهترین ترجمه های "reproductive" به فارسی هستند.
reproductive
adjective
noun
دستور زبان
of or relating to reproduction [..]
-
تناسلی
adjectiveThe reproductive organs were made to pass on perfect human life.
آلات تناسلی برای این ساخته شده بودند تا کاملیت را به فرزندان آدم و حوّا انتقال دهند.
-
آواپخشی
-
بازآور
-
ترجمه های کمتر
- بازآورشی
- بازساختی
- بازفرآور
- بازفروردی
- نوزایشی
- وابسته به تولید مجدد
- وابسته به پخش صدا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reproductive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reproductive" با ترجمه به فارسی
-
(چاپ) نسخه ای که از روی آن کلیشه می سازند · نسخه ی مادر
-
رفتار تولید مثلی
-
توليد مثل رويشي · توليد مثل غير جنسي · تولید مثل غیر جنسی · تولید مثل غیرجنسی · تکثیر رویشی · تکثیر غیرجنسی
-
هزینه تولید مجدد
-
اندامهاي توليد مثلي جانوري · اندامهاي جنسي جانوري · اندامهای تناسلی · دستگاه تناسلي · مجراي تناسلي · گونادها
-
بازده توليد مثلي · بهرهدهی تولید مثلی · بهرهدهی جفتگيري · بهرهدهی زادگيري · توانايي توليد مثلي · ظرفيت توليد مثلي · كارايي توليد مثلي · نرخ آبستني · نرخ برهزايي · نرخ بزغالهزايي · نرخ خوكزايي · نرخ گوسالهزايي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن