ترجمه "Rhetoric" به فارسی

بلاغت, بدیع, سخندانی بهترین ترجمه های "Rhetoric" به فارسی هستند.

rhetoric noun adjective دستور زبان

The art of using language, especially public speaking, as a means to persuade. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بلاغت

    noun

    art of using language for persuasion [..]

    as kind of rhetorically florid as they are,

    با همان شیوایی بلاغت که دارند،

  • بدیع

    Philip had heard him say many fantastic, rhetorical, and picturesque things on the subject.

    فیلیپ در این باره چیزهای بسیار رؤیا بران گز، بدیع و دلپسندی از وی شنیده بود.

  • سخندانی

  • ترجمه های کمتر

    • (سبک) پرتصنع و پوچ
    • بزرگ نمایی
    • بلند پروازی
    • بی محتوا
    • سخن سنجی
    • سخن شناسی
    • علم بیان
    • معانی بیان
    • پر طمطراقی
    • پراز لفاظی
    • کتاب یا رساله در باب بدیع
    • گفتگوی مفصل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Rhetoric " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "Rhetoric" با ترجمه به فارسی

  • پرسش بدیهی (مثلا: کیست که به آب نیاز نداشته باشد?) · پرسش بی نیاز به پاسخ
  • بدیعی · بلاغتی · بی محتوا · بی نیاز به پاسخ · حاکی از بلاغت · سخن سنجانه · سخندانانه · فصیح · وابسته به معانی بیان · پر آب و تاب · پر از لفاظی · پرتصنع و پوچ
  • از روی معانی · بیان · فصیحانه · مطابق علم معانی بیان یا فصاحت
  • (یونان و روم باستان) · سخنور · معلم معانی بیان · ناطق
  • از روی معانی · بیان · فصیحانه · مطابق علم معانی بیان یا فصاحت
اضافه کردن

ترجمه های "Rhetoric" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه