ترجمه "Sampling" به فارسی
نمونه گیری, نمونهبرداری, نمونه بهترین ترجمه های "Sampling" به فارسی هستند.
Sampling
-
نمونه گیری
Two months of random sampling across the country.
دو ماه نمونه گیری تصادفی تو سراسر کشور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Sampling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
sampling
noun
verb
دستور زبان
Present participle of sample. [..]
-
نمونهبرداری
measurement of a signal at discrete time intervals
that will sample, every three minutes, the atmosphere of Mars.
هر ۳ دقیقه از جو مریخ نمونهبرداری میکند.
-
نمونه
nounI was worried about the hair sample you gave me.
من درباره ي چيزهايي که در مورد نمونه ي مو گفتم نگرانم.
-
نمونه برداری
nounThis is all data that was sampled by the city over the last five years.
این همه دادههایی است کهدر پنج سال گذشته در شهر نمونه برداری شدهاند.
-
ترجمه های کمتر
- نمونهگیری
- چشش
- مسطوره
- مثال
- لب چشی
- ناخنک زنی
- نمونه گزینی
- نمونه گیری
- نمونهبرداري تصادفي
- نمونهبرداري خوشهاي
عباراتی شبیه به "Sampling" با ترجمه به فارسی
-
(مهجور) سرمشق · اشانتیون · الگو · لب زدن · لب چش کردن · مثال · مزمزه · مزه کردن · مزیدن · مسطوره · مسطوره گرفتن · ناخنک زدن · ناخونک · نمونه · نمونه (آمار) · نمونه برداری · نمونه برداری کردن · نمونه نمایی کردن · نمونه گرفتن · پیشمونه · چشیدن
-
نمونه گیری اکتشافی
-
نمونه
-
نمونه درشت
-
نمونه گیری با ضریب احتمال مناسب با مبالغ
-
نمونهگیری فعالیت
-
روش تصادفی طبقه ای
-
نمونهبرداري تصادفي · نمونهبرداري خوشهاي · نمونهبرداری · نمونهگیری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن