ترجمه "sample" به فارسی
نمونه, اشانتیون, الگو بهترین ترجمه های "sample" به فارسی هستند.
(transitive) To make or show something similar to; to match. [..]
-
نمونه
nounpart taken for inspection [..]
I was worried about the hair sample you gave me.
من درباره ي چيزهايي که در مورد نمونه ي مو گفتم نگرانم.
-
اشانتیون
part taken for inspection
-
الگو
nounThe sample notes will be ready by next Monday
الگو ها دوشنبه بعدي آماده ميشند
-
ترجمه های کمتر
- نمونه گرفتن
- مثال
- مسطوره
- مزمزه
- مزیدن
- ناخونک
- پیشمونه
- چشیدن
- (مهجور) سرمشق
- لب زدن
- لب چش کردن
- مزه کردن
- مسطوره گرفتن
- ناخنک زدن
- نمونه (آمار)
- نمونه برداری
- نمونه برداری کردن
- نمونه نمایی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sample " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
نمونه
nounI was worried about the hair sample you gave me.
من درباره ي چيزهايي که در مورد نمونه ي مو گفتم نگرانم.
Initialism of signs and symptoms, allergies, medications, past pertinent history, last oral intake, events leading to present illness.
"SAMPLE" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای SAMPLE در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "sample" با ترجمه به فارسی
-
نمونه گیری
-
نمونه گیری اکتشافی
-
نمونه
-
نمونه درشت
-
لب چشی · مثال · مسطوره · ناخنک زنی · نمونه · نمونه برداری · نمونه گزینی · نمونه گیری · نمونهبرداري تصادفي · نمونهبرداري خوشهاي · نمونهبرداری · نمونهگیری · چشش
-
نمونه گیری با ضریب احتمال مناسب با مبالغ
-
نمونهگیری فعالیت
-
روش تصادفی طبقه ای