ترجمه "Saw" به فارسی

اره, اره, اره كردن بهترین ترجمه های "Saw" به فارسی هستند.

Saw noun دستور زبان

A Bahamian. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اره

    noun

    اره (سری فیلم)

    "I see," said the blind man, as he picked up his hammer and saw.

    مرد نابینادر حالیکه چکش و اره رابرمی داشت گفت : می بینم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Saw " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

saw verb noun دستور زبان

A tool with a toothed blade used for cutting hard substances, in particular wood or metal [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اره

    noun

    tool [..]

    "I see," said the blind man, as he picked up his hammer and saw.

    مرد نابینادر حالیکه چکش و اره رابرمی داشت گفت : می بینم

  • اره كردن

    verb

    cut with a saw

    Think of sawing a woman in half.

    اره كردن يه زن به دو نيم

  • ضرب المثل

    noun

    and saw the defendant fire one round from a bulldog

    و اين ضرب المثل كه به سگ وحشي تيراندازي كن تا از خودت دفاع كني

  • ترجمه های کمتر

    • منشار
    • مثل
    • دید
    • ارّه
    • عبرت
    • مثال
    • سخن
    • (با پس و پیش بردن اره مانند) انجام دادن
    • اره کردن یا شدن
    • اره ی ماشینی
    • حکایت پندآمیز
    • داستان کهن
    • درس عبرت
    • زمان گذشته ی فعل : see
    • ماشین اره
    • گفتار حکیمانه
    • گفته
SAW noun abbreviation دستور زبان

صلى الله عليه وسلم (peace be upon him, “sallalahu aleyhi wasallam”) [..]

+ اضافه کردن

"SAW" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای SAW در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "Saw"

عباراتی شبیه به "Saw" با ترجمه به فارسی

  • گوشهگیر نوکارهای
  • (جانورشناسی) بوم زوزه کش (Aegolius acadicus - بومی آمریکای شمالی)
  • (مکانیک و نجاری) اره ی چرخی · اره گرد · اره ی صفحه ای · اره ی مجمعه (یا مجموعه)
  • اره ی منبت کاری · اره ی نواری
  • رجوع شود به hole saw
  • الوار تخته ای · کنده ی بزرگ (مناسب برای اره کشی)
  • (دستگاه) اره تیزکن
  • ارهكشي شكافي · ارهکشی · چوببري
اضافه کردن

ترجمه های "Saw" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه