ترجمه "savvy" به فارسی

زرنگ, گرفتن, گرفتی؟ بهترین ترجمه های "savvy" به فارسی هستند.

savvy adjective interjection verb noun دستور زبان

(informal) shrewd, well-informed and perceptive. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زرنگ

    adjective

    well-informed and perceptive

  • گرفتن

    verb

    ''(informal)'' to understand [..]

  • گرفتی؟

    ''(informal)'' do you understand? [..]

  • ترجمه های کمتر

    • دانا
    • باجربزه
    • زبردست
    • دانایی
    • دریافتن
    • زیرک
    • زرنگی
    • زیرکی
    • فهمیدن
    • شم
    • (خودمانی)
    • درک کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " savvy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Savvy
+ اضافه کردن

"Savvy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Savvy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "savvy" با ترجمه به فارسی

  • عاشق تکنولوژی · متخصص فناوری
اضافه کردن

ترجمه های "savvy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه