ترجمه "So" به فارسی
پس, باری, بدینسان بهترین ترجمه های "So" به فارسی هستند.
A Mon-Khmer-speaking people of Laos and Thailand. [..]
ترجمه خودکار " So " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
"So" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای So در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
ترجمه با املای جایگزین
true. [..]
-
پس
interjectioninterjection used to introduce a new topic [..]
It's too far to walk to the station, so let's take a bus.
پیاده روی تا ایستگاه طولانی است پس بیا سوار اتوبوس شویم.
-
باری
proper adverbinterjection used to introduce a new topic
So it is agreed, and if Porthos makes no objection
باری حالا اگر پورت وز حرفی ندارد من هم حرفی ندارم.
-
بدینسان
adverbAnd so all his riches availed him nothing.
بدینسان همهٔ ثروتهای او برایش بیفایده بود.
-
ترجمه های کمتر
- بنابراین
- خیلی
- چنان
- چنین
- آنقدر
- اینقدر
- طوری
- لذا
- جوری
- مثلا
- سپس
- تقریبا
- اندی
- حدودا
- جنوبی
- جنوب
- (معمولا در جملات منفی - با: as) آنقدر که
- (مودبانه) بسیار
- (موسیقی) رجوع شود به sol
- آن چنان
- آنقدرها که
- این چنین
- با آن حدودها
- بدین نحو
- برای جلوگیری از تکرار صفت به کار می رود
- به این علت
- به طریقی
- به نحوی
- تا اینکه
- در نتیجه
- همین جور
- همین طور
- پس از آن
- کم و بیش
someone [..]
"SO" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای SO در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "So"
عباراتی شبیه به "So" با ترجمه به فارسی
-
متوسط · میانه حال · نه بد نه خوب
-
فکر میکنم
-
(عامیانه) · اختیار · اظهار نظر قضایی · تسلط · حرف · صدور رای · عقیده · غلبه · قول · نظر
-
خوان
-
به این ترتیب
-
و الخ · و غیره
-
و غیره
-
از ارتفاعی چنان بالا، از آن ارتفاع زیاد