ترجمه "Somali" به فارسی
سومالی, سومالی, سومالیایی بهترین ترجمه های "Somali" به فارسی هستند.
Somali
adjective
noun
proper
دستور زبان
A language spoken mainly in Somalia. [..]
-
سومالی
properTheir sorrow was doubled since the baggage animals were Somali camels
متاسفانه، شکوهها آنهای به خاطر شترهای سومالی چندین برابر بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Somali " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
somali
-
سومالی
properTheir sorrow was doubled since the baggage animals were Somali camels
متاسفانه، شکوهها آنهای به خاطر شترهای سومالی چندین برابر بود.
-
سومالیایی
Sir, one Somali is extracted.
قربان ، یکی از سومالیایی ها سوار شد.
-
اهل کشور سومالی و سرزمین های مجاور آن
-
ترجمه های کمتر
- زبان سومالی (از زبان های کوشتیک شرقی : Eastern Cushitic)
- گربه ی سومالی
تصاویر با "Somali"
عباراتی شبیه به "Somali" با ترجمه به فارسی
-
جمهوري خلق سومالي
-
زرافه سومالی
-
شترمرغ سومالی
-
زردپره سومالی
-
چکاوک پنجهکوتاه سومالی
-
جمهوري خلق سومالي · جمهوري سومالي · سومالی
-
جمهوري سومالي
-
جمهوري خلق سومالي · جمهوري سومالي · سومالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن