ترجمه "soma" به فارسی
بدن, کالبدشناسی, کالبد بهترین ترجمه های "soma" به فارسی هستند.
soma
noun
دستور زبان
(anatomy) The whole axial portion of an animal, including the head, neck, trunk, and tail. [..]
-
بدن
noun -
کالبدشناسی
noun -
کالبد
noun
-
ترجمه های کمتر
- تشریح
- تن
- (در متون ودا - هندوستان) شیره ی مستی آور گیاه (که هویت آن مشخص نیست)
- (گیاه شناسی) سوما (Sarcostemma acidumاز خانواده ی milkweed - بومی هندوستان)
- تنه (جسم جانور یا گیاه یا انسان به استثنای یاخته های زایشی یا germ cells)
- ساختمان بدن
- سازمان بدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " soma " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Soma
proper
noun
(Hinduism) The soma juice, capitalized usually when mentioned in personified, deified form. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Soma" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Soma در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
SoMa
proper
The South of Market area of San Francisco.
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"SoMa" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای SoMa در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن