ترجمه "solver" به فارسی
حلال, حل کننده بهترین ترجمه های "solver" به فارسی هستند.
solver
noun
دستور زبان
One who solves. [..]
-
حلال
nounHe had a keen, incisive mind, and he was a problem solver.
ذهنی هوشمند و صریح داشت و حلال مشکلات بود...
-
حل کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " solver " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن