ترجمه "Speak" به فارسی

حرف زدن, سخن گفتن, حرف زدن بهترین ترجمه های "Speak" به فارسی هستند.

Speak
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حرف زدن

    verb

    Speaking of justice, there's another phenomenon going on in our culture

    حرف زدن از عدالت، یک پدیده دیگر در فرهنگ ماست

  • سخن گفتن

    verb

    She dreaded both his speaking and his not speaking.

    هم از سخن گفتن میترسید و هم از سکوت خویش.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Speak " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

speak verb noun دستور زبان

(intransitive) To communicate with one's voice, to say words out loud. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حرف زدن

    verb

    to communicate with one's voice using words [..]

    I only know that in your presence I must speak, speak, speak.

    در حضور شما، من احتیاج به حرف زدن دارم.

  • صحبت کردن

    verb

    Man is the only animal that can speak.

    انسان تنها حیوانی است که قادر به صحبت کردن است.

  • گفتن

    verb

    I couldn't seem to stop speaking my hypotheses aloud, hoping to learn from her reactions.

    به نظر میرسید نمیتوانم از گفتن فرضهایم با صدای بلند خودداری کنم.

  • ترجمه های کمتر

    • سخن گفتن
    • سخن
    • (با: to) درباره ی چیزی حرف زدن
    • (کلمات و غیره را) ادا کردن
    • - گفت [doublespeak]
    • آشکار کردن
    • آگاهی دادن
    • اعلام کردن
    • بیان کردن
    • تحت تاثیر قرار دادن
    • تکلم کردن
    • خبر دادن (از چیزی)
    • رابطه برقرار کردن
    • سخنرانی کردن
    • لب گشادن
    • مبین بودن
    • موضوعی را مورد بحث قرار دادن
    • نطق کردن
    • پسوند: حرف

تصاویر با "Speak"

عباراتی شبیه به "Speak" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Speak" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه