ترجمه "speaker" به فارسی

بلندگو, سخنران, ناطق بهترین ترجمه های "speaker" به فارسی هستند.

speaker noun دستور زبان

One who speaks. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بلندگو

    noun

    loudspeaker

    Debussy strained out of the speakers like melted butter.

    دبوسی مثل کره آب شده از بلندگوها تراوش میکرد.

  • سخنران

    presiding officer of a deliberative assembly, especially a legislative body

    So all at once it occurred to Jurgis to look at the speaker.

    بنابراین ناگهان به خاطرش خطور کرد که به سخنران نگاه کند.

  • ناطق

    noun

    Pierre went up to the circle that had formed round the speaker and listened.

    پییر به این جرگه نزدیک شد و به سخنان ناطق گوش داد.

  • ترجمه های کمتر

    • گوینده
    • سخنگو
    • متکلم
    • گویشگر
    • سخنور
    • (آمریکا - S بزرگ) رئیس مجلس نمایندگان (عنوان کامل :Speaker of the House)
    • (مخفف) رجوع شود به loudspeaker
    • - زبان
    • ادا کننده
    • بلند گو
    • رئیس پارلمان
    • رییس مجلس شورای ملی
    • کتاب تمرین سخنرانی
    • کسی که حرف می زند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " speaker " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Speaker noun دستور زبان

The Speaker of the House of Commons [..]

+ اضافه کردن

"Speaker" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Speaker در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "speaker"

عباراتی شبیه به "speaker" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "speaker" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه