ترجمه "Spotter" به فارسی
کاریاب, نگهبان, زداگر بهترین ترجمه های "Spotter" به فارسی هستند.
Spotter
-
کاریاب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Spotter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
spotter
noun
دستور زبان
A person who observes something. [..]
-
نگهبان
nounI want extra spotters on every tower.
ميخوام نگهبان هاي بيشتري تو هر برج مراقبت باشن
-
زداگر
-
کاشف
noun
-
ترجمه های کمتر
- یابنده
- نگهبانی
- (ارتش - کسی که از بلندی یا هواپیما به توپخانه و غیره مکان هدف را مخابره می کند) آماج یاب
- (ارتش) دیده بان
- (فوتبال آمریکایی) یاورمربی
- دیده ور
- لکه زدا
- لکه گیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن