ترجمه "spotty" به فارسی
خالدار, جورواجور, ناجور بهترین ترجمه های "spotty" به فارسی هستند.
spotty
adjective
noun
دستور زبان
Having spots; spotted. [..]
-
خالدار
adjective -
جورواجور
-
ناجور
-
ترجمه های کمتر
- خال دار
- غیر یکدست
- لک دار
- لک زده
- لک لک
- پر از لکه
- چند در میان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spotty " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن