ترجمه "spraddle" به فارسی

(لنگ ها را از هم) باز کردن, پاها را گسترده کردن, پاها را گشاد گذاشتن بهترین ترجمه های "spraddle" به فارسی هستند.

spraddle verb noun دستور زبان

A manner of walking with the legs spread out. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (لنگ ها را از هم) باز کردن

  • پاها را گسترده کردن

  • پاها را گشاد گذاشتن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spraddle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "spraddle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه