ترجمه "sprain" به فارسی
پیچخوردگی, (پزشکی), رگ به رگ (شدگی) بهترین ترجمه های "sprain" به فارسی هستند.
sprain
verb
noun
دستور زبان
The act or result of spraining; lameness caused by spraining; as, a bad sprain of the wrist. [..]
-
پیچخوردگی
damage to one or more ligaments in a joint
-
(پزشکی)
-
رگ به رگ (شدگی)
-
رگ به رگ کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sprain " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sprain" با ترجمه به فارسی
-
)در رفته (مثل، شانه، دست و کتف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن