ترجمه "Stake" به فارسی
سهام، ارواق مشارکت، منافعی در یک شرکت بزرگ، سهام مالی، منافع، سهم, سندان, تیر بهترین ترجمه های "Stake" به فارسی هستند.
-
سهام، ارواق مشارکت، منافعی در یک شرکت بزرگ، سهام مالی، منافع، سهم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Stake " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A piece of wood or other material, usually long and slender, pointed at one end so as to be easily driven into the ground as a support or stay; as, a stake to support vines, fences, hedges, etc. [..]
-
سندان
nounHis father told him: 'Stake.
پدرش گفت فکر میکنم نامش قوهی سندان باشد.
-
تیر
noun properEven as he was dying on the stake, he proclaimed good news about a future earthly paradise.
او حتی هنگامی که بر روی تیر شکنجه بود در مورد بهشت زمینی بشارت میداد.
-
چوب
nounAll we need is to take that stake away from him.
تنها کاري که بايد بکنيم اينه که تيکه چوب رو ازش بگيريم.
-
ترجمه های کمتر
- شرط
- تیرچه
- میله
- (افسار اسب و غیره) به تیرچه یا میخ طویله بستن 2
- (در سرمایه گذاری) سهم
- (زیر چیزی) چوب گذاشتن
- (سابقا - با: the - چوبه ای که محکومان به زنده سوزی را به آن می بستند) چوبه ی مرگ
- (عامیانه) رجوع شود به grubstake
- (قمار) پول وسط
- (مرز یا حدود چیزی را) با دیرک کوبی مشخص کردن
- (معمولا با: out) ادعا یا حق مالکیت ایجاد کردن
- (معمولا جمع - به ویژه اسب دوانی) جایزه ی برنده
- (پول یا شهرت و غیره) به مخاطره انداختن
- (چوب یا فلز نوک تیز که برای نگهداری گیاه یا مرزنمایی به زمین فرو می کنند) دیرک
- (گیاه و غیره را) با دیرک نگهداشتن
- به خطر انداختن
- زدن توپ
- زنده سوزی
- شرط بندی کردن
- قمار کردن
- مبلغ سرمایه گذاری شده توسط هریک از شرکا
- مبلغ پرداخته نشده
- مرزنمایی کردن
- مورد ادعای مالکیت قرار دادن 0
- میخ چوبی (بزرگ)
- واداشتن 1
- پول خوانده
- پول شرطبندی شده
- چوبه ی زنده سوزی
تصاویر با "Stake"
عباراتی شبیه به "Stake" با ترجمه به فارسی
-
(در کامیون های تخت) کناره ی سوراخ دار (که میله های نرده ی کامیون را در آنها فرو می کنند)
-
قيمها (گياه)
-
مورد بحث
-
کامیون نرده دار
-
شرط
-
شرط بندی · قیمزنی · میخچه کوبی
-
شرط بندی · قیمزنی · میخچه کوبی