ترجمه "Sting" به فارسی
استینگ, نیش, گزیدن بهترین ترجمه های "Sting" به فارسی هستند.
Sting
Sting (Middle-earth)
-
استینگ
With a cry Sam leapt across the floor, Sting in hand.
سام فریادی کشید و استینگ به دست در طول اتاق پیش جست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Sting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
sting
verb
noun
دستور زبان
A bump left on the skin after having been stung. [..]
-
نیش
nounWhy do bees die after stinging?
چرا زنبورها بعد از نیش زدن می میرند؟
-
گزیدن
verbToo languid to sting
از آنجا که رمق گزیدن نداشت
-
خار
noun
-
ترجمه های کمتر
- درد
- نیش زدن
- سوزش
- استینگ
- تیغ
- گزش
- اجحاف
- سوزاندن
- آغالنده
- انگیختار
- انگیزان
- ژنه
- سوختن
- محرک
- (اندام گزیدن) نیش (stinger هم می گویند)
- (با خراشاندن یا برخوردن و غیره) به سوزش آوردن
- (عملیات) به دام اندازی تبهکاران
- (مجازی) عذاب 2
- (مجازی) عذاب دادن
- (ناگهان و شدیدا) برانگیختن
- (گیاه) خار
- (گیاه) گزش داشتن
- اثر گزیدن 0
- اجحاف کردن
- از جا در بردن
- ایجاد سوزش کردن
- تحریک کردن
- تیر کشیدن
- تیغ زدن
- تیغ زنی
- درد آوردن
- درد کردن
- زخم نیش
- زنه 3
- سخن نیشدار گفتن
- سوزش داشتن
- سکه 1
- مغبون کردن
- نیش زنی
- وادار کردن
- کلاه برداری
- کلاه گذاشتن
- گران فروختن (به)
- گران فروشی 5
- گزنه 4
- گول زدن
STing
noun
verb
دستور زبان
Storytelling in the context of a tabletop role-playing game, especially one published by White Wolf. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"STing" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای STing در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "Sting"
عباراتی شبیه به "Sting" با ترجمه به فارسی
-
نیش
-
(گیاه) خار · تیغ · موی گزنده · گزنه
-
نيشزدگيهاي حشره · نیشزدگیها · گزيدگي توسط جانوران
-
نيشزدگيهاي حشره · نیشزدگیها · گزيدگي توسط جانوران
-
گزنه
-
اورتیکا · جنس گزنه · گزنهها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن