ترجمه "stinger" به فارسی

نیش, سرزنش, ژنه بهترین ترجمه های "stinger" به فارسی هستند.

stinger noun دستور زبان

A pointed portion of an insect or arachnid used for attack. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نیش

    noun

    organ

    They were given stingers like that of scorpions to torment people.

    نیش هایی به آنها داده شده تا مانند عقرب مردم را عذاب دهند.

  • سرزنش

    noun

    You heard of a Stinger?

    تو سرزنش شنيدي ؟

  • ژنه

  • ترجمه های کمتر

    • گزنه
    • گزنده
    • (عامیانه) حرف نیشدار
    • (نوعی مشروب دارای براندی و یخ و عصاره ی نعنا) استینگر
    • اندام نیش زنی
    • ضربه ی دردانگیز
    • نیش حشرات
    • نیش زن
    • پاسخ دردآور
    • کنایه ی تند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stinger " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Stinger noun دستور زبان

a portable infra-red homing surface-to-air missile [..]

+ اضافه کردن

"Stinger" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Stinger در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "stinger"

اضافه کردن

ترجمه های "stinger" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه