ترجمه "Stopwatch" به فارسی

کرونومتر, (در مسابقه یا آزمایش و غیره) ساعت وقت نگهدار, زمان سنج بهترین ترجمه های "Stopwatch" به فارسی هستند.

Stopwatch
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کرونومتر

    with a stopwatch and open the score,

    به همراه یک کرونومتر، و متن موسیقی را باز کنند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Stopwatch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

stopwatch noun دستور زبان

A timepiece designed to measure the amount of time elapsed from a particular time when activated and when the piece is deactivated. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (در مسابقه یا آزمایش و غیره) ساعت وقت نگهدار

  • زمان سنج

    It's got a second button to zero out the stopwatch, and a 30-minute elapsed time function.

    دکمه ي دوم واسه صفر کردن زمان سنج داره و تا سي دقيقه ميتونه وقت بگيره.

  • گاه شمار

تصاویر با "Stopwatch"

اضافه کردن

ترجمه های "Stopwatch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه