ترجمه "Storage" به فارسی
انبار – انبارداری, نگهداری در انبار, حافظه بهترین ترجمه های "Storage" به فارسی هستند.
Storage
-
انبار – انبارداری
-
نگهداری در انبار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Storage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
storage
verb
noun
دستور زبان
The act of storing goods or the state of being stored [..]
-
حافظه
nouncomputing
246 exabyte storage. That's a big disk.
246 هگزا بايت حافظه. اين ديسك بزرگي است.
-
ذخیرهسازی
they knew that their data storage system wasn't adequate.
میدانستند که سیستمهای ذخیرهسازی اطلاعاتشان کافی نیست.
-
مخزن
nounAlign fuel valves from storage tank three to service!
دریچه مخزن شماره سه رو به سمت مخزن اصلی تنظیم کن.
-
ترجمه های کمتر
- انبار
- ذخیره
- انبارش
- حفاظت
- اندوزش
- بازخانه
- مرکزبازرگانی
- انباشته
- انبار داری
- ایستگاه راه آهن
- ذخيرهسازي محصولات زراعی
- ذخیره سازی
- مخزن مهمات
- هزینه ی انبارداری
عباراتی شبیه به "Storage" با ترجمه به فارسی
-
حفاظت · ذخيرهسازي محصولات زراعی · ذخیرهسازی
-
زیانهای انباری
-
پروتئينهاي ذخيرهاي بذر · پروتئينهاي ذخيرهاي رويشي · پروتئینهای ذخیرهای
-
بارگنجهاي ذخيرهسازي · محفظههای ذخیرهسازی
-
حیات بذر ذخیرهای
-
تجهيزات ذخيرهسازي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن