ترجمه "Sum" به فارسی
جمع- مجموع, مجموع, مبلغ بهترین ترجمه های "Sum" به فارسی هستند.
Sum
-
جمع- مجموع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Sum " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
sum
verb
noun
pronoun
دستور زبان
(arithmetic) A quantity obtained by addition or aggregation. [..]
-
مجموع
nounquantity obtained by addition or aggregation
Every even number is the sum of two primes.
هر عدد زوج مجموع دو عدد اولیه است.
-
مبلغ
nounThat's when you give a woman a sum down to look after a baby.
این مال موقعی است که مبلغ کمی به زنی میدهی تا از بچه مواظبت کند.
-
جمع
nounAs though she was explaining a sum that Rahel couldn't understand.
انگار داشت یک جمع ریاضی را توضیح میداد که برای راحل قابل درک نبود.
-
ترجمه های کمتر
- خلاصه کردن
- خلاصه
- مقدار
- مجموعه
- همه
- کلیه
- مسئله
- تمام
- سرجمع
- قوت
- قله
- (به هم) افزودن 0
- (جمع) حساب (بیشتر می گویند: arithmatic)
- (ریاضی) ترکیب فصلی
- افزانه 5 - اوج
- انفصال (disjunctionهم می گویند)
- بالغ شدن بر
- جان کلام
- جمع بستن
- جمع زدن
- جمع کل
- حاصل جمع
- درس حساب
- رسیدن به
- روی هم
- مطلب عمده
- نکته مهم
- وجه (وجوه)
- کل مبلغ
- کلاس حساب
- کوته وار
- کوته وار کردن 1
عباراتی شبیه به "Sum" با ترجمه به فارسی
-
جمع کل · حاصل همه ی کارها · سر مجموع · سرجمع · مجموع · نتیجه ی کلی
-
(عامیانه) خلاصه سازی · کوته وار سازی
-
خلاصه کردن
-
رجوع شود به -sub (پیش از m می آید)
-
(نظریه ی بازی ها) صفر مجموع
-
مقدار
-
توده · توده کاه · دسته · دودکش · زیاد · سیل کلمات · سیلاب · فراوان · فراوانی · کوه · کوهستان · کوهستانی
-
یتیرویکس لایسوس( تشذگرد رطاخب یتخادرپ غلبم لک دارفا ای درکیم یگدنز یفتوماب گرم نامز رد هک یرسمه هب ٢۵۵ غلبم ٢٠٠٦ لاس یارب دنشابیم طیارش دجاو هک رگید)دزادرپیم رایکی یارب رالد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن