ترجمه "sultry" به فارسی

شرجی, داغ, سوزان بهترین ترجمه های "sultry" به فارسی هستند.

sultry adjective دستور زبان

very hot and dry; torrid [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شرجی

    The sultry, salty air swirled into the room behind him.

    پشت سر او هوای شرجی دریا داخل اتاق پیچید.

  • داغ

    adjective adverb

    and their voices came faintly, lost in the sultry, spacious steppe.

    از آن میان صدای زنگ باخته منفردی که در فضای داغ گویی راه گم کرده بود به گوش میرسید.

  • سوزان

    I would follow her through the sultry fields at noon

    نشان میدادم، به دنبال او به هنگام ظهر در حرارت سوزان آفتاب حرکت کرده

  • ترجمه های کمتر

    • شهوانی
    • قبیح
    • مستهجن
    • آتشی
    • پرشور
    • ناپسند
    • زشت
    • بسیار گرم
    • شهوت انگیز
    • پر تب وتاب
    • گرم و مرطوب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sultry " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sultry" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sultry" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه