ترجمه "Syndic" به فارسی

کارگزار, حسابدار, (انگلیس - به ویژه دانشگاه) رئیس حسابداری بهترین ترجمه های "Syndic" به فارسی هستند.

Syndic
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کارگزار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Syndic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

syndic noun دستور زبان

a government official, a magistrate, especially one of the Chief Magistrates of Geneva [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حسابدار

    noun
  • (انگلیس - به ویژه دانشگاه) رئیس حسابداری

  • (برخی کشورهای اروپایی) کارمند دولت

  • رئیس صنف

    noun

عباراتی شبیه به "Syndic" با ترجمه به فارسی

  • انبوه مردم · جمعیت
  • اتحاديههاي ماشينآلات · تعاونیهای ماشینآلات · سنديكاهاي ماشينآلات
  • آنارکو-سندیکالیسم
  • پخش ساده و همزمان
  • وابسته به حسابداری دانشگاه (رجوع شود به syndic) · وابسته به سندیکالیسم (رجوع شود به syndicalism)
  • (اروپا- 0981 تا 0291) جنبش اتحادیه های کارگری برای کنترل وسایل تولید و پخش از راه مستقیم به ویژه اعتصاب : سندیکالیسم · اتحادیه گرایی
  • (امریکا) سازمان تبهکاران (که فحشا و قمار بازی و غیره راقبضه می کنند) · (برنامه ی رادیو یا تلویزیون) از چند ایستگاه پخش کردن · (مقاله و غیره) در چند روزنامه به چاپ رساندن · اتحادیه · اتحادیه تشکیل دادن · اتحادیه صنفی · انبوه مردم · به صورت اتحادیه درآوردن · به چند ایستگاه فروختن · جمعیت · روزنامه های زنجیره ای (چند روزنامه متعلق به یک فرد یا سازمان) · سازمان فروش مقالات به روزنامه ها و مجلات · سندیکا · کنسرسیوم
  • تشکیل دهنده اتحادیه · عضو سندیکا
اضافه کردن

ترجمه های "Syndic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه