ترجمه "syndicate" به فارسی

سندیکا, اتحادیه, جمعیت بهترین ترجمه های "syndicate" به فارسی هستند.

syndicate verb noun دستور زبان

A group of individuals or companies formed to transact some specific business, or to promote a common interest; a self-coordinating group. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سندیکا

    noun

    They were accompanied by a brief letter to the effect that the syndicate was overstocked,

    همراه این داستانها نامه کوتاهی بود بدین مضمون که سندیکا گنجایش پذیرش داستان کوتاه را ندارد،

  • اتحادیه

    noun
  • جمعیت

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • کنسرسیوم
    • (امریکا) سازمان تبهکاران (که فحشا و قمار بازی و غیره راقبضه می کنند)
    • (برنامه ی رادیو یا تلویزیون) از چند ایستگاه پخش کردن
    • (مقاله و غیره) در چند روزنامه به چاپ رساندن
    • اتحادیه تشکیل دادن
    • اتحادیه صنفی
    • انبوه مردم
    • به صورت اتحادیه درآوردن
    • به چند ایستگاه فروختن
    • روزنامه های زنجیره ای (چند روزنامه متعلق به یک فرد یا سازمان)
    • سازمان فروش مقالات به روزنامه ها و مجلات
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " syndicate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Syndicate

Syndicate (The X-Files)

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فعالیتهای پشتیبانی – سندیکا – اتحادیه صنفی

عباراتی شبیه به "syndicate" با ترجمه به فارسی

  • انبوه مردم · جمعیت
  • اتحاديههاي ماشينآلات · تعاونیهای ماشینآلات · سنديكاهاي ماشينآلات
  • کارگزار
  • آنارکو-سندیکالیسم
  • پخش ساده و همزمان
  • وابسته به حسابداری دانشگاه (رجوع شود به syndic) · وابسته به سندیکالیسم (رجوع شود به syndicalism)
  • (انگلیس - به ویژه دانشگاه) رئیس حسابداری · (برخی کشورهای اروپایی) کارمند دولت · حسابدار · رئیس صنف
  • (اروپا- 0981 تا 0291) جنبش اتحادیه های کارگری برای کنترل وسایل تولید و پخش از راه مستقیم به ویژه اعتصاب : سندیکالیسم · اتحادیه گرایی
اضافه کردن

ترجمه های "syndicate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه