ترجمه "Tailor" به فارسی

خياط, درزی, خیاط بهترین ترجمه های "Tailor" به فارسی هستند.

Tailor
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خياط

    How on earth did Esterhase hear about Tinker, Tailor?

    " استرهاس " چطوري از تئوري تعميرکار ، خياط خبر داشته ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Tailor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

tailor verb noun masculine دستور زبان

A person who makes, repairs, or alters clothes professionally, especially suits and men's clothing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درزی

    noun

    person who makes, repairs, or alters clothing as profession

    Three hundred tailors were employed in the same manner to make me clothes;

    سیصد درزی مرد را بهمان ترتیب بکار گماشتند تا برای من جامه بدوزند.

  • خیاط

    noun

    مسی

    He found the porter and obtained from him vague directions as to the whereabouts of Kapernaumov, the tailor.

    به هر نحوی که بود سرایدار را یافت و از منزل کاپرنااومف خیاط نشانهای مبهم به دست آورد.

  • خياط

    person who makes, repairs, or alters clothing as profession

    I went to pick it up, and the tailor said that somebody else already did.

    من رفتم بگيرمش ، و خياط گفت که قبلاً يه نفر گرفته.

  • ترجمه های کمتر

    • دوختن
    • دوزنده
    • خیاطی کردن
    • جور کردن
    • دوخت و دوز کردن
    • دوزندگی کردن
    • سازگار کردن
    • مناسب کردن

تصاویر با "Tailor"

عباراتی شبیه به "Tailor" با ترجمه به فارسی

  • خیاط مد
  • سفارش شده
  • (جامه) سفارشی · (طبق سفارش و مشخصات معلوم)ساخته شده · (طبق سفارش) خیاطی شده · خیاط دوخته (نه خریداری شده از فروشگاه) · سفارشی · قراردادی · مناسب · نامزد شده
  • خیاطی کردن · دوختن · معتاد کردن
  • (با خیاطی یا تعدیل و تنظیم) جور شده · (لباس) اندازه · برازنده · دست دوخت شده · سفارشی · قراردادی · مناسب · نامزد شده
  • خیاطی · دوخت و دوز · دوزندگی · مهارت در خیاطی ی
  • سفارش شده
اضافه کردن

ترجمه های "Tailor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه