ترجمه "tailoring" به فارسی
خیاطی, دوخت و دوز, دوزندگی بهترین ترجمه های "tailoring" به فارسی هستند.
tailoring
noun
verb
دستور زبان
Present participle of tailor. [..]
-
خیاطی
nounHe started a small tailor's shop in Gotham many, many years ago.
خیلی خیلی سال پیش توی گاتهام یه خیاطی باز کرد
-
دوخت و دوز
-
دوزندگی
-
مهارت در خیاطی ی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tailoring " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tailoring" با ترجمه به فارسی
-
خیاط مد
-
سفارش شده
-
خياط
-
(جامه) سفارشی · (طبق سفارش و مشخصات معلوم)ساخته شده · (طبق سفارش) خیاطی شده · خیاط دوخته (نه خریداری شده از فروشگاه) · سفارشی · قراردادی · مناسب · نامزد شده
-
خیاطی کردن · دوختن · معتاد کردن
-
(با خیاطی یا تعدیل و تنظیم) جور شده · (لباس) اندازه · برازنده · دست دوخت شده · سفارشی · قراردادی · مناسب · نامزد شده
-
جور کردن · خياط · خیاط · خیاطی کردن · درزی · دوخت و دوز کردن · دوختن · دوزنده · دوزندگی کردن · سازگار کردن · مناسب کردن
-
سفارش شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن