ترجمه "Threshold" به فارسی

آستانه, آستانه, درگاه بهترین ترجمه های "Threshold" به فارسی هستند.

Threshold

A filter effect in Windows Movie Maker.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آستانه

    noun proper

    A filter effect in Windows Movie Maker.

    I heard it in your step as you crossed the threshold.

    وقتی پایت را از آستانه در به داخل اطاق گذاشتی این را از صدای پایت فهمیدم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Threshold " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

threshold noun دستور زبان

The bottom-most part of a doorway that one crosses to enter; a sill. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آستانه

    noun

    Limit under or above which, a certain event can or can not occur.

    A man of ripe age and a young girl made their appearance on the threshold of the attic.

    مردی با سن کامل و دختر جوانی نورسیده، بر آستانه زاغه آشکار شدند.

  • درگاه

    noun

    In order to open this first threshold, you must pay tribute according to the legend.

    براي باز کردن درگاه اول ، با توجه به افسانه بايد کاري که ميخوان انجام بديد.

  • آستان

    bottom-most part of a doorway

  • ترجمه های کمتر

    • کفش کن
    • مدخل
    • استانه
    • ورودی
    • راهرو
    • دحرس
    • پاخره
    • کواده
    • سرآغاز
    • شعور
    • (زیست شناسی - روان شناسی) آستانه
    • (مجازی) آستانه
    • جای در
    • رجوع شود به doorsill
    • مدخل خانه

عباراتی شبیه به "Threshold" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Threshold" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه