ترجمه "Track Record" به فارسی

سابقه کار؛ سابقه, سابقه, (عامیانه) سابقه بهترین ترجمه های "Track Record" به فارسی هستند.

Track Record
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سابقه کار؛ سابقه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Track Record " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

track record noun دستور زبان

(idiomatic) An organization's, product's, or person's past performance reviewed in its entirety, usually for the purpose of making a judgment [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سابقه

    the past performance

    Give us some more guys to follow up kas, track records.

    افراد بيشتري در اختيارمون بذار تا سابقه ي اين قضيه " کا " روح مقدس رو بررسي کنيم.

  • (عامیانه) سابقه

  • آمار اعمال یا موفقیت های پیشین

  • پیشینه

اضافه کردن

ترجمه های "Track Record" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه