ترجمه "Tragedy" به فارسی

دشامد, تراژدی, غمنامه بهترین ترجمه های "Tragedy" به فارسی هستند.

Tragedy
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دشامد

    We can say an earthquake is a tragedy.

    می توان زلزله را یک دشامد به شمار آورد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Tragedy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

tragedy noun دستور زبان

A drama or similar work, in which the main character is brought to ruin or otherwise suffers the extreme consequences of some tragic flaw or weakness of character. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تراژدی

    noun

    drama or similar work [..]

    The death of one man is a tragedy, the death of millions is a statistic.

    مرگ یک انسان تراژدی است اما مرگ میلیونها انسان، آمار است.

  • غمنامه

    noun

    genre of such works, and the art of producing them

    What do you mean, the fifth tragedy?

    منظورت از پنجمین غمنامه چیست

  • سوگنامه

    noun

    genre of such works, and the art of producing them

  • ترجمه های کمتر

    • فاجعه
    • مصیبت
    • جانگدازه
    • فلاکت
    • طوفان
    • بیچارگی
    • (روی داد و غیره) مصیبت
    • (نمایش غم انگیز) تراژدی
    • سوگ نمایش
    • سوگمایش (در برابر: شادمایش comedy)
    • سیل بزرگ

عباراتی شبیه به "Tragedy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Tragedy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه