ترجمه "tragic" به فارسی
دلخراش, سوزناک, جانسوز بهترین ترجمه های "tragic" به فارسی هستند.
tragic
adjective
noun
دستور زبان
Causing great sadness or suffering. [..]
-
دلخراش
when their parents died tragically in a car crash
تا اينكه در يك حادثه دلخراش رانندگي پدر و مادرشون را از دست دادن
-
سوزناک
I was stunned by the tragic images, and I wept.
من از صحنه های سوزناک حیرت زده شده، و گریه کردم.
-
جانسوز
-
ترجمه های کمتر
- (هنر و ادبیات) عامل سوگ انگیز
- سوگ انگیز
- سوگ نمایشی
- سوگمایشی (در برابر: شادمایشی comical)
- فاجعه آمیز (tragical هم می گویند)
- مصیبت بار
- وابسته به تراژدی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tragic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tragic" با ترجمه به فارسی
-
غرور · نقطه ی ضعف قهرمان سوگمایش (که موجب تباهی او می شود)
-
غم انگیز · مصیبت امیز
-
فاجعه
-
بشکل تراژدی · بطورغم انگیز
-
بشکل تراژدی · بطورغم انگیز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن