ترجمه "Transaction" به فارسی
دادوستد, داد و ستد, معامله بهترین ترجمه های "Transaction" به فارسی هستند.
Transaction
-
دادوستد
-
داد و ستد
I mean, it just seems more personal than a business transaction to me...
... نه يه مشکلي که تو داد و ستد بازرگاني بوجود اومده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Transaction " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
transaction
noun
دستور زبان
The act of conducting or carrying out (business, negotiations, plans). [..]
-
معامله
nounI can assure you they would make it as comfortable a transaction as possible.
من به شما قول ميدم که معامله راحتي خواهد بود
-
سودا
noun -
انجام
verb nounwhat type of business you transact with his majesty
شما چه تجارتي داري كه با عاليجناب انجام بدي
-
ترجمه های کمتر
- تراکنش
- تبادل
- مبادله
- کار
- اجرا
- رابطه
- (جمع) صورتجلسه
- (گردهمایی های علمی) خلاصه ی نطق ها و رسالات
- خرید و فروش
- داد و ستد
- کردن
عباراتی شبیه به "Transaction" با ترجمه به فارسی
-
انجام دادن · به انجام رساندن · معامله کردن
-
مسیر ارتباطی قطع شده
-
اقدامات · خلاصه مذاکرات · شرح مذاکرات · صورت جلسه · معاملات
-
(روان شناسی) تحلیل تبادلی · تحلیل تبادلی · تحلیل رفتار متقابل · فراکافت رمشی
-
تراکنش
-
هزینه معامله
-
معامله کامل
-
معامله سرمایه ای-مبادله سرمایه ای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن