ترجمه "transact" به فارسی

انجام دادن, به انجام رساندن, معامله کردن بهترین ترجمه های "transact" به فارسی هستند.

transact verb دستور زبان

(transitive) To do, carry through, conduct or perform some action. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انجام دادن

    verb

    or to conjugate a Latin verb, in his ear, while he transacted my business.

    یا در حینی که مشغول انجام دادن کار من بود، یک فعل را آهسته صرف کنم.

  • به انجام رساندن

  • معامله کردن

    معامله کردن

    How did you conduct these transactions if you never saw his face?

    اگه هيچوقت نديديش پس چطوري باهاش معامله کرديد ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " transact " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "transact" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "transact" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه