ترجمه "Treaty" به فارسی

موافقتنامه, معاهده, پیمان بهترین ترجمه های "Treaty" به فارسی هستند.

Treaty
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • موافقتنامه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Treaty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

treaty noun دستور زبان

(international law) A binding agreement under international law concluded by subjects of international law, namely states and international organizations. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • معاهده

    noun

    a binding agreement under international law [..]

    Sam's calmed down some, but I'm pretty sure that in his head, the treaty is void.

    سَم کمی آ روم شده، اما کام لا مطمئن هستم از نظر اون، معاهده لغو شده.

  • پیمان

    noun

    He was sent with a message of a peace treaty.

    او با پیغام پیمان صلح فرستاده شده بود

  • قرارداد

    noun

    Besides, they've just signed a friendship treaty with us.

    علاوه بر این, اونا قرارداد دوستی با ما امضا کردند

  • ترجمه های کمتر

    • عهدنامه
    • عهد
    • توافق
    • سامه
    • (مهجور) التماس (امروزه : entreaty)
    • (مهجور) مذاکره
    • (میان کشورها) قرار دارد
    • عهد نامه
    • قول و قرار
    • مقاوله نامه

تصاویر با "Treaty"

عباراتی شبیه به "Treaty" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Treaty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه