ترجمه "treatment" به فارسی
درمان, رفتار, رسیدگی بهترین ترجمه های "treatment" به فارسی هستند.
treatment
noun
دستور زبان
The process or manner of treating someone or something. [..]
-
درمان
nounmedical care for an illness or injury [..]
Yelling is not going to be an effective treatment.
دادن زدن بهش به نظر يه درمان موثر نمياد.
-
رفتار
nounThe old prince was very affectionate and careful in his treatment of his daughter that morning.
آن روز رفتار شاهزاده پیر با دخترش فوقالعاده محبتآمیز و دقیق و جدی بود.
-
رسیدگی
noun
-
ترجمه های کمتر
- علاج
- معالجه
- مداوا
- تیمار
- بحث
- تصفیه
- مناظره
- پردازش
- مباحثه
- بررسی
- اداره
- طرز برخورد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " treatment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "treatment" با ترجمه به فارسی
-
تصفیه بیهوازی · هضم بيهوازي
-
تیمار یو.اچ.تی · عملیات با دمای بسیار بالا
-
رفتار بی صدا
-
آبزدايي (عمليات)
-
عملیات پیشبرداشت · كاربرد پيشبرداشت
-
تیمار یو.اچ.تی · تیمار یو.اچ.تی (تیمار با دمای بسیار بالا) · عملیات با دمای بسیار بالا
-
نحوه عمل حسابداری
-
عمليات پسبرداشت · كنترل آفت · نگهداري فراورده · کنترل پسبرداشت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن