ترجمه "Turbulent" به فارسی
متلاطم, متلاطم, آشفته بهترین ترجمه های "Turbulent" به فارسی هستند.
Turbulent
-
متلاطم
Turbulence has never brought down a plane!
جريان هاي متلاطم هوايي تا حالا هرگز باعث سقوط هواپيما نشده!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Turbulent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
turbulent
adjective
دستور زبان
violently disturbed or agitated; tempestuous, tumultuous [..]
-
متلاطم
adjectiveviolently disturbed or agitated
bobbing on the turbulent water, and began to glide toward the bank.
و بر روی سطح متلاطم دریاچه شناور ماند و آهسته به سمت ساحل حرکت کرد.
-
آشفته
adjectiveto evoke many other trivial quarrels from many other dim and turbulent dawns.
تا بسیاری از جر و بحثهای جزئی صبحهای آشفته و تیره و تار را به یاد آنها بیندازد.
-
سرکش
adjective
-
ترجمه های کمتر
- توفانی
- پریشان
- آسیمه
- آشوبگر
- عاصی
- جانگداز
- شورشی
- یاغی
- شوریده
- هیجان زده
- پر تلاطم
- پر جوش و خروش
عباراتی شبیه به "Turbulent" با ترجمه به فارسی
-
نیروی تلاطم
-
آشفتگی جوي · آشفتگیهای جوی · بهمخوردگيهای جوي
-
(جریان آبگونه ها) روند ناهمسان (دارای نوسان در سرعت)
-
اغتشاش
-
(هواپیمایی) هوای منقلب که مربوط به باران و طوفان نیست ولی می تواند پرواز را مختل کند
-
(آب یا باد و غیره) تلاطم · آشفتگی · آشفتگی (turbulency هم می گویند) · آشوب · آشوب انگیزی · آشوبگری · تلاطم · جوش و خروش · سرکشی · عصیان · هرج و مرج
-
آشفتگی · اشفتگی · اشوب · اغتشاش · تلاطم · تلاطم م · گردنکشی
-
اسباب مخصوص بهم زدن مایعات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن