ترجمه "turbulence" به فارسی

آشفتگی, تلاطم, آشوب بهترین ترجمه های "turbulence" به فارسی هستند.

turbulence noun دستور زبان

(uncountable) The state or fact of being turbulent or agitated; tempestuousness, disturbance. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آشفتگی

    noun

    flow regime characterized by chaotic property changes

    Due to cloud cover over the tri-state area we may experience slight turbulence leading into our descent.

    با توجه به پوشش ابر بر منطقه سه کشور ما ممکن است آشفتگی کمی تجربه منجر به فرود ما.

  • تلاطم

    noun

    This is Captain Endicott again, we're encountering turbulence.

    باز هم کاپيتان انديکات صحبت ميکنه ، ما به يک تلاطم برخورد کرديم.

  • آشوب

    noun

    Only in spirited engagements with his wife did these turbulent fearsrise to the surface.

    فقط ضمن در گیریهای پر غوغا با زنش بود که این وحشتهای پر آشوب ظاهر میشد.

  • ترجمه های کمتر

    • آشوبگری
    • عصیان
    • سرکشی
    • (آب یا باد و غیره) تلاطم
    • آشفتگی (turbulency هم می گویند)
    • آشوب انگیزی
    • جوش و خروش
    • هرج و مرج
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " turbulence " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Turbulence
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اغتشاش

    noun

    Turbulent waves of violence and upheaval buffet humanity in these last days.

    در این روزهای آخر، موج خشونت و اغتشاش جامعهٔ بشری را فرا گرفته است.

تصاویر با "turbulence"

عباراتی شبیه به "turbulence" با ترجمه به فارسی

  • نیروی تلاطم
  • آشفتگی جوي · آشفتگیهای جوی · بهمخوردگيهای جوي
  • (جریان آبگونه ها) روند ناهمسان (دارای نوسان در سرعت)
  • (هواپیمایی) هوای منقلب که مربوط به باران و طوفان نیست ولی می تواند پرواز را مختل کند
  • متلاطم
  • آشفتگی · اشفتگی · اشوب · اغتشاش · تلاطم · تلاطم م · گردنکشی
  • اسباب مخصوص بهم زدن مایعات
  • سرعت تلاطم
اضافه کردن

ترجمه های "turbulence" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه