ترجمه "Tusk" به فارسی

عاج فيل, یشک, عاج بهترین ترجمه های "Tusk" به فارسی هستند.

Tusk
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Tusk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

tusk verb noun دستور زبان

One of a pair of elongated pointed teeth that extend outside the mouth of an animal such as walrus, elephant or wild boar. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یشک

    pointed tooth

  • عاج

    noun

    He has to avoid the lethal tusks at all costs.

    او به هر قيمتي که شده که بايد از عاج هاي کشنده آنها دوري کند.

  • عاج فیل

    elongated, continuously growing front teeth

  • ترجمه های کمتر

    • پیل دندان
    • پیلسته
    • (با پیل دندان یا گرازدندان و غیره) کاویدن
    • (فیل و گراز و والروس و غیره) دندان دراز
    • (فیل) عاج
    • دراز دندان
    • دندان فیل
    • دندان یا هر چیزعاج مانند
    • رنگ عاج
    • زخم زدن
    • گراز دندان

تصاویر با "Tusk"

عباراتی شبیه به "Tusk" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Tusk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه