ترجمه "Undertake" به فارسی
به عهده گرفتن، تقبل کردن, تقبل کردن- تعهد دادن- متعهد شدن- به عهده گرفتن, متعهد شدن بهترین ترجمه های "Undertake" به فارسی هستند.
Undertake
-
به عهده گرفتن، تقبل کردن
-
تقبل کردن- تعهد دادن- متعهد شدن- به عهده گرفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Undertake " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
undertake
verb
دستور زبان
(transitive) To take upon oneself; to start, to embark on (a specific task etc.). [..]
-
متعهد شدن
verb -
پذیرفتن
verb -
عهده دار
-
ترجمه های کمتر
- (به) گردن گرفتن
- (قدیمی) مرده شویی (کفن و دفن) کردن
- به عهده گرفتن
- تضمین کردن
- تعهد کردن
- تقبل کردن
- توجه کردن
- تیمار کردن
- قبول کردن آن است که فقط یک نفر بتواند آن را به عهده بگیرد.
- قول و قرار گذاشتن
- پرستاری کردن
- پیمان بستن
- کوشش کردن
عباراتی شبیه به "Undertake" با ترجمه به فارسی
-
مقاطعه کاری وابسته
-
متعهد · مسئول
-
حادثه · سرگذشت · ماجرا · ماجراجویی · مخاطره
-
(به) گردن گیری · امرمهم · به عهده گیری · تضمین · تعهد · تقبل · تکلیف · حرفه ی کفن و دفن · طرح · قول و قرار · متعهد · وظیفه
-
مامور كفن و دفن
-
به عهده گیرنده · تقبل کننده · خاکسپار (funeral director هم می گویند) · مامور کفن و دفن · متعهد · مسئول · پذیرا · پذیرنده · کارپذیر
-
(به) گردن گیری · امرمهم · به عهده گیری · تضمین · تعهد · تقبل · تکلیف · حرفه ی کفن و دفن · طرح · قول و قرار · متعهد · وظیفه
-
به عهده گیرنده · تقبل کننده · خاکسپار (funeral director هم می گویند) · مامور کفن و دفن · متعهد · مسئول · پذیرا · پذیرنده · کارپذیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن