ترجمه "Uniform" به فارسی
یکپارچه, اونیفرم, اونیفورم بهترین ترجمه های "Uniform" به فارسی هستند.
Uniform
-
یکپارچه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Uniform " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
uniform
adjective
verb
noun
دستور زبان
Unvarying; all the same. [..]
-
اونیفرم
distinctive outfit as a means of identifying members of a group
For one thing, I just do not do uniforms.
یکی به این دلیل که من اونیفرم ندارم.
-
اونیفورم
nounUnbutton ing the collar of his uniform, Yevgeny scratched his womanishly white chest.
ستوان یقهٔ اونیفورم خود را باز میکرد و سینهاش را که همچون سینهٔ زنان سفید بود میخاراند.
-
لباس متحدالشکل
similar clothing worn by a group of people
The school had no uniform, and one or two of the children were verging on raggedness.
مدرسه لباس متحدالشکل مخصوصی نداشت و پوشش یکی دو تن از دخترها پاره پوره مینمود.
-
ترجمه های کمتر
- متحدالشکل
- یکنواخت
- یکسان
- یکجور
- یکدست
- همدیس
- ثابت
- مشابه
- تکدیس
- هماپوش
- همجور
- همسانه
- همگونه
- متشابه
- بی تغییر
- جامه ی یکجور
- دارای اونیفورم کردن
- لباس فرم
- لباس متحدالشکل (مثلا لباس سربازان)
- متحدالشکل کردن
- مثل هم
- هم شکل
- همدیس کردن
- یک ریخت
- یکجور کردن
- یکدست کردن
- یکسان رخت دادن یا پوشاندن
تصاویر با "Uniform"
عباراتی شبیه به "Uniform" با ترجمه به فارسی
-
یکسانی · یکنواختی
-
اونیفورم پوشیده · یکسان رخت پوش
-
توزیع یکنواخت گسسته
-
یکنواختی محدود، یکنواختی در یک محدوده
-
اونیفورم رسمی · جامه ی رسمی نظامی
-
یونیفورم مدرسه
-
آدرس یکتای هر سند وب.
-
الگو:طرح یوآرآی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن