ترجمه "uniformed" به فارسی

اونیفورم پوشیده, یکسان رخت پوش بهترین ترجمه های "uniformed" به فارسی هستند.

uniformed adjective دستور زبان

Describing someone in an occupation that requires a uniform, such as a member of the police force or military. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اونیفورم پوشیده

    The stout man in uniform signaled to the other, who went out to the cab, while he followed Jurgis and his young master.

    مرد تنومندی که اونیفورم پوشیده بود با اشاره دیگری را پیش درشکهچی فرستاد و خود به دنبال یورگیس و ارباب جوانش به راه افتاد.

  • یکسان رخت پوش

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " uniformed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "uniformed" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "uniformed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه