ترجمه "Untried" به فارسی

نازموده, ناآزموده, آزمون نشده بهترین ترجمه های "Untried" به فارسی هستند.

Untried
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نازموده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Untried " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

untried adjective دستور زبان

Not yet tried or tested; unknown. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناآزموده

    from the enthusiastic acceptance of untried duty found herself plunged in tumultuous preoccupation with her personal lot.

    از دوران پذیرش مشتاقانه وظیفهای ناآزموده ناگهان به دوران پر آشوب اندیشه درباره سرنوشت خود گام گذارده بود.

  • آزمون نشده

  • امتحان نشده

  • ترجمه های کمتر

    • در بوته ی تجربه سنجیده نشده
    • محاکمه نشده
اضافه کردن

ترجمه های "Untried" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه