ترجمه "untune" به فارسی

بی ترتیب کردن, فاقد هم اهنگی کردن بهترین ترجمه های "untune" به فارسی هستند.

untune verb دستور زبان

To make incapable of harmony, or of harmonious action; to put out of tune. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بی ترتیب کردن

  • فاقد هم اهنگی کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " untune " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "untune" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "untune" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه