ترجمه "unusable" به فارسی
بی مصرف. نک. لغت نامه دهخدا ترجمه "unusable" به فارسی است.
unusable
adjective
دستور زبان
Not usable. [..]
-
بی مصرف. نک. لغت نامه دهخدا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unusable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "unusable" با ترجمه به فارسی
-
منابع بیکار
-
استعمال نشده · بیکار افتاده · خوابیده (به ویژه ماشین آلات) · خونگرفته · دستنخورده · عاطل · غیر مورد استعمال · ناآشنا · نامانوس · نو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن