ترجمه "unused" به فارسی

نو, دستنخورده, ناآشنا بهترین ترجمه های "unused" به فارسی هستند.

unused adjective دستور زبان

Not used. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نو

    adjective

    not used

  • دستنخورده

    not used

  • ناآشنا

    not accustomed (to)

  • ترجمه های کمتر

    • عاطل
    • خونگرفته
    • نامانوس
    • استعمال نشده
    • بیکار افتاده
    • خوابیده (به ویژه ماشین آلات)
    • غیر مورد استعمال
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unused " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "unused" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "unused" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه