ترجمه "User" به فارسی
کاربر, کاربر، شخصی که به سایتی معین مراجعه میکند., کاربر بهترین ترجمه های "User" به فارسی هستند.
User
-
کاربر
nounDo not add the " User-Agent " identification header
عدم افزودن سرآیند شناسایی » عامل & کاربر«
-
کاربر، شخصی که به سایتی معین مراجعه میکند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " User " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
user
noun
دستور زبان
One who uses or makes use of something, a consumer. [..]
-
کاربر
nounone who uses something, a consumer [..]
One of them is the input from the user, as you're building your bricks.
یکی از آنها ورودی از طرف کاربر است در زماني كه شما در حال ساخت قطعهتان هستيد.
-
معتاد
nounone who uses drugs
and if you're a drug user, if you're an alcoholic.
و آیا معتاد هستید، آیا الکلی هستید.
-
نابکار
nounan exploiter
-
ترجمه های کمتر
- استفاده کننده
- كارب
- (حقوق) حق انتفاع
- ادعا نسبت به ملک یا غیره به خاطر مرور زمان
- به کاربرنده
- سو استفاده کننده
- مصرف کننده
عباراتی شبیه به "User" با ترجمه به فارسی
-
نمایه کاربر
-
برنامه کاربر
-
نمایش کاربر صوتی
-
استفاده از رابط کاربر گرافیکی و گرافیک
-
اولویت های محلی کاربر
-
ناحیه کاربر
-
کاربر نهایی
-
کنترل حساب کاربر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن