ترجمه "uselessness" به فارسی

بیفایدگی, ناسودمندی بهترین ترجمه های "uselessness" به فارسی هستند.

uselessness noun دستور زبان

the quality of being useless [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیفایدگی

    despite Ron's frequent complaints that Scabbers was both boring and useless

    با وجود این که رون همیشه از بیفایدگی و کسلکنندگیخالخالی شکایت میکرد

  • ناسودمندی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " uselessness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "uselessness" با ترجمه به فارسی

  • ماشین بیکاربرد
  • به درد نخور · بی اثر · بی ثمر · بی عرضه · بی فایده · بی مصرف · بی نتیجه · بیهوده · ناسودمند · نیست · هکف
  • به درد نخور · بی اثر · بی ثمر · بی عرضه · بی فایده · بی مصرف · بی نتیجه · بیهوده · ناسودمند · نیست · هکف
  • به درد نخور · بی اثر · بی ثمر · بی عرضه · بی فایده · بی مصرف · بی نتیجه · بیهوده · ناسودمند · نیست · هکف
اضافه کردن

ترجمه های "uselessness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه