ترجمه "Veteran" به فارسی

کارآزموده؛ کهنهکار, کهنهکار, کارکشته بهترین ترجمه های "Veteran" به فارسی هستند.

Veteran proper

A village in Alberta, Canada. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کارآزموده؛ کهنهکار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Veteran " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

veteran adjective noun دستور زبان

A person with long experience of a particular activity. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کهنهکار

    person with long experience [..]

    They all went into ecstasies over the fortune of a veteran dramatist, famous in two continents

    همه از خوشاقبالی یک نمایشنامهنویس کهنهکار که در اروپا و امریکا مشهور بود

  • کارکشته

    with long experience [..]

  • کهنهسرباز

    old soldier

  • ترجمه های کمتر

    • جانباز
    • کارآزموده
    • باتجربه
    • مجرب
    • دامپزشک
    • پرسابقه
    • پیرسرباز
    • کاردیده
    • کاردان
    • ورزیده
    • (سرباز) جنگ دیده
    • (کسی که خدمت سربازی را تمام کرده یا از ارتش بازنشسته شده است) سرباز پیشین
    • جنگ آزموده
    • رزم دیده
    • سرباز (یا افسر) پرسابقه
    • سرباز بازنشسته
    • سرباز دارای گواهی پایان خدمت (پیر یا جوان)
    • کهنه سرباز
    • کهنه کار
    • گرگ باران دیده

تصاویر با "Veteran"

عباراتی شبیه به "Veteran" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Veteran" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه